متن کامل نامه دکتر افروز به دکتر روحانی به شرح زیر است؛
"هُوالعلیم و هُو الحکیم "
برادر ارجمند و استاد بزرگوار جناب آقای دکتر روحانی
رئیس جمهور معظم ایران اسلامی و رئيس محترم شوراي انقلاب فرهنگي
باسلام و آرزوی سلامت وتوفیقات روز افزون الهی برای حضرتعالي و همکاران ارجمندتان در دولت تدبیر و امید
اما بعد؛
برخود فرض میدانم در جهت محقّق شدن هر چه بیشتر و ماندگارتر اندیشه مدبرانه و حکیمانه جنابعالی و دولت تدبیر و امید چند نکته مهم و قابل تأملي را پيرامون برخي از مسائل آموزشي، فرهنگي و اجتماعي کشور که همواره از دغدغههاي فکري اينجانب بوده و هست را با اذعان به هوشمندی و بلنداندیشی آن برادر فرهیخته و توانمند معروض دارم.
* بیش از۷۰ درصد از بزهکاران اجتماعی (گروه سنی زیر ۱۸ سال) مقیم کانونهای اصلاح و تربیت سازمان زندانها، واماندگان تحصیلی از نظام رسمی تعلیم و تربیت کشور میباشند!! بسیاری از ایشان از دوره راهنمایی( دوره اول متوسطه) دچار افُت یا واماندگی تحصیلی شده اند.
* پژوهش هاي مستند انجام شده در دو دهه گذشته بیانگر آن است که ریشه اصلی واماندگی تحصیلی را میبایست در عدم تناسب ظرفیت هوشی درصد قابل توجهی از نوجوانان با ضریب دشواری محتوای دروس مدارس جستجو نمود. بدون تردید بزهکاران نوجوان هزینههاي فوقالعادهای را بر کشور تحمیل مینمایند. شایسته است؛ کتابهای درسی اساساً کاربردی مهارتی، فرهنگ محور و خّلاقپرور بوده و متناسب با ظرفیت هوشی جمعیت دانشآموزی جامعه با ضریب هوشی متوسط باشد.
* نکته بسيار مهم ديگري که ذکر آن را لازم ميدانم، تضييع ناخواسته حقوق عاطفي و اجتماعي اکثريت دانش آموزان پسر دبستاني در کشور ماست!
* بدون ترديد حضرتعالي اذعان داريد که دبستان اولين و حساسترين نهاد رسمي اجتماعي است. بچه ها بسياري از مقررات انضباطي و آئين تعاملات اجتماعي را مستقيم و غيرمستقيم در دبستان تجربه مينمايند. بسياري از نگرشهاي و بازخوردهاي اجتماعي کودکان در دبستان شکل گرفته و يا تکوين مييابد.
* در دبستان، اين نهاد پرقداست آموزشي، فرهنگي و اجتماعي، پسر بچه ها حق دارند که در کلاسهاي درس با معلمان محبوب و مطلوبي مأنوس گردند که همجنس خودشان باشند. پسر بچه هاي دبستاني حق دارند در محيط دبستان با الگوهاي بزرگسالي محشور گردند که شاکله شخصيتي آنان آميزهاي از عطوفت، رأفت، محبت، مروت، منطق و استدلال و استواري باشد. پسر بچه هاي دبستاني حق دارند در کلاسهاي درس خود همواره الگوهاي مطلوب، از مردان محبوب، توانمند، تلاشمدار، مهربان و صبور و مثبتانديش را داشته تا با ايشان از سويداي دل همدلي و همانندي نمايند.
* البته دخترهاي دبستاني نيز دوست دارند و حق دارند در کلاسهاي درس خود الگوهاي محبوب، مطلوب، صبور و استواري از جنس خود داشته باشند. تا با همدلي و همانندي با ايشان آينده زيبا و پرنشاطي براي خود ترسيم نمايند.
* در کشورهاي غربي نيز که در غالب مدارس کلاسها درس مختلط است، رعايت حقوق حقه عاطفي و اجتماعي شاگردان مورد توجه خاص قرار ميگيرد. يعني دانش آموزان (دخترها و پسرها) مي بايست در کلاسهاي درس خود هم حضور معلمان زن توانمند و صبور و مهربان را تجربه نمايند و هم با معلمان مرد تلاشمدار، گشادهرو، صبور و با محبت محشور شوند.
* با عنايت به اينکه آغاز تجربه بلوغ جنسي به دلايل گوناگون نسبت به چند دهه گذشته به طور قابل ملاحظهاي کاهش يافته است، به گونه اي که درصد قابل تأملي از پسرها در کلاسهاي پنجم و ششم دبستان بلوغ جنسي را تجربه مينمايند. شايسته و بايسته آن است که با يک نگاه عالمانه و عاقلانه و به دور از باورهاي کليشهاي در انديشه به اين مهم و تحقق بخشيدن به حقوق حقه رواني و اجتماعي همه کودکان و نوجوانان کشور به طور اعم و کودکان و نوجوانان دبستاني به طور اخص تدابير و اقدامات مقتضي مبذول گردد.
* شایسته آن است که دانش آموزان دوره متوسطه نظری فقط در یک رشته عمومی، کاربردی، مهارت محور، فرهنگ محور و خّلاق پرور تحصیل نمایند، چراکه ادامه وضعیت موجود، يعني وجود رشته هاي رياضي- فيزيک، تجربي و علوم انساني (يعني همان رشته هاي رياضي، طبيعي و ادبي سابق) ریشه در دیدگاههای قدیمی حدود ۸۰ سال پیش دارد که پایه تحصیلی در ايران ششم ابتدایی بود و در کل کشور فقط حدود ۲۱۳ نفر دیپلمه بود!
اما امروزه که پايه تحصيلي در کشور در حدود ليسانس ميباشد، ديگر تخصصي باقي ماندن دوره دوم متوسطه هيچ توجيه علمي، منطقي و عقلاني جهان شمول ندارد! تقريباً در همه کشورهاي رشد يافته جهان دانش آموزان دبيرستاني در دوره هاي نظري عموماً در يک رشته عمومي با ضرايب درسي متنوع تحصيل نموده و فقط يک نوع ديپلم عمومي و اساساً کاربردي دريافت ميدارند و در هر رشته اي که مايل باشند و مستعد ميتوانند در دانشگاه ادامه تحصيل بدهند.
بديهي است دانشگاههاي معتبر جهان ديپلمه هاي علوم انساني کشورمان را بدون توجه به رشته تحصيلي دبيرستاني ايشان در دوره دوم متوسطه، ديپلمه دبيرستاني تلّقي نموده و در صورت هوشمندي و توانايي لازم آنها براي رشتههاي پيراپزشکي و پزشکي، مهندسي و کشاورزي و ... ميپذيرند.
* خوشبختانه اخيراً دانشگاه علوم پزشکي تهران با پذيرش بدون آزمون نفرات اول المپياد علوم انساني در رشته پزشکي که با موفقيت چشمگير در اين رشته تحصيلي مينمايند بر همين معنا تأکيد نمودند که ملاک تحصيلي در رشتههاي دانشگاهي علاقه، انگيزه، هوش و استعداد است و نه صرف رشته تحصيلي آنها در دوره دوم متوسطه آن هم با وضعيت نه چندان مطلوب.
* يقيناً با اصلاح اساسي دوره دوم متوسطه دیگر به کلاسها و دکانهای تجاری و مراکز تست زني و کنکورگری که نظام آموزشی کشور بخصوص دوره متوسطه را از درون سست نموده و اقتدار عاطفي معلمان را تضعيف مينمايد و در بسیاری از موارد خانوادهها را مضطرب و با فشارهاي رواني و اقتصادی مواجه ميکند نیازي نخواهد بود. چراکه در طراحي سؤالات کنکور سراسري هيچ سوالي خارج از محتواي کتابهاي آموزشگاهي مطرح نميشود و مسلماً معلمان دبيرستانها ميتوانند به شايستگي محتواي کتابهاي درسي را به دانشآموزان بياموزند.
* شایسته آن است زمینه ای فراهم گردد که همه کودکان و نوجوانان سنین مدرسه (۶ تا ۱۸ سال) بهرغم تفاوتهاي فردي و مشاهده برخي آسيبها و محدوديتهاي زيستي، شناختي، عاطفي و فرهنگي حداقل ۱۲ سال، مستقیم و غیرمستقیم تحت پوشش آموزشی، هدایتی و نظارتی وزارت آموزش و پرورش قرار داشته باشند. به عنوان مثال حتی اگر دانش آموز دختری در یکی از مناطق شهری یا روستایی ایران در سن ۱۵ سالگی پس از اتمام دوره اول متوسطه در کارگاه گلیم بافی مشغول گردد، در خانه خود به خانهداری مشغول شود و یا ازدواج نماید، میبایست حداقل تا ۱۸ سالگی تحت نظارت و راهنمایی مشاوران حاذق، مجرب و متعهد نظام رسمی تعلیم و تربیت کشور قرار داشته باشد.
* متأسفانه در حال حاضرحدود ۳۰ درصد از جمعیت کودکان و نوجوانان سنین مدرسه قبل از ۱۸ سالگی به دلایل مختلف، عمدتاً به دليل بیاشتهایی تحصیلی مدرسه را زودهنگام ترک میکنند، و چون عنوان اين گروه از واماندگان تحصيلي ديگر «دانش آموز» نميباشد تحت پوشش، نظارت و هدایت وزارت آموزش و پرورش نمیباشند و البته این گروه يعني خارج شوندگان از چرخه کامل ۱۲ ساله نظام تعليم و تربيت کشور به طور قابل ملاحظهاي بیش از همسالان شاغل خود در مدارس در معرض آسیبهای روانی و اجتماعی قرار می گیرند.
* «پديده ديپلم ردي» به ويژه در ميان آقا پسرها فوق العاده رايج شده است، به گونهاي که در حال حاضر دهها هزار نفر از جوانان قبل از پايان تحصيلات دبيرستاني عمدتاً به خاطر بياشتهايي رواني و تحصيلي مدرسه را زودهنگام با عنوان نسبتاً جديد امّا معروف يعني «مدرک ديپلم ردي» ترک نموده و مينمايند!
بسياري از ديپلم ردي ها، بخصوص آنهايي که از نظر خدمت نظام وظيفه بلاتکليف باقي ميمانند اشتغال چندان مفيدي ندارند. اين گروه، يعني ديپلم ردي ها نميتوانند وارد دانشگاه شوند، اگر پايان خدمت وظيفه يا معافيت از خدمت نداشته باشند موفق به اخذ گواهينامه رانندگي و يا دريافت گذرنامه نيز نميشوند، ديپلم رديها عموماً جايگاه حمايت آميزي در خانواده ندارند، از آن جايي که اغلب احساساتي از ابهام و نگراني و بلاتکليفي بر شخصيت ايشان حاکم ميباشد از احساس خودارزشمندي و مطلوب انديشي اندکي برخوردار بوده و متأسفانه درصد قابل توجهي از اين گروه، يعني ديپلم ردي هاي بلاتکليف، دچار ناامنيهاي رواني و بعضاً آسيبهاي اجتماعي ميگردند. بدون ترديد اين گروه نيازمند خدمات ويژه مشاورهاي، هدايتي و حمايتي ميباشند.
* شایسته است با انديشه حکيمانه و سرمايه گذاري بلندمدت فرهنگي تدابيري اتخاذ گردد که برترین الگوهای بزرگسال، جامعه يعني هوشمندان خّلاقی که شخصیت ایشان آمیزههای است از عطوفت و محبت، منطق و استواری با بالاترین تحصیلات تخصصی و دانش روانشناسی آموزشگاهي در حدود یک میلیون کلاس درس مدارس در گستره ایران اسلامی به خصوص در دبستانها که از بیشترین اهمیت برخوردارند در کسوت معلمي حضور داشته باشند. بديهي است سزاوار آن خواهد بود که حقوق ايشان، يعني معلمان هوشمند و فرهيخته و برگزيده بيش از ميانگين دريافتيهاي صاحبان ديگر مشاغل و مناسب کشور باشد.
* دانشگاهها در اغلب کشورهای پیشرفته جهان عمدتاً با سه اولویت خاص در جهت تحقّق رسالتهاي آموزشي و پژوهشي خود تلاش مينمايند.
الف) دانش افزایی عمومی و کاربردی با انديشه دانش افزايي اقشار مختلف مردم
ب) تربيت نیروهای تخصصی و حرفه ای موردنیاز جامعه مثل معلم، پزشک، مهندس، روانشناس و مشاور و حسابدار
ج) تربیت پژوهشگران خلّاق و نوآوري که بتوانند سر حلقه زنجيره علوم و فناوري نوين را در دست بگيرند و حلقه نويني بر آن بيفزايند
* شایسته آن است تعدادی از دانشگاههاي برتر کشور با امتیازات ویژه و آزمون اختصاصي کتبي و مصاحبه هدفمند علمي و حرفهاي امکان پذیرش دانشجویان تیزهوش و خّلاق را از نقاط مختلف کشور داشته باشند و با جلب همکاری تمام وقت اساتید متخصص، مجرب، پویا و خّلاق، رسالت اصلي آنها پرورش محققان خّلاق و پژوهشگران نوآور باشد. بدیهی است این دانشگاهها به مثابه مراجع علمی به ازای هر ۳ تا ۵ دانشجوي تمام وقت دورههاي دکتري از یک نفر عضو هیأت علمی برجسته برخوردار خواهند بود.
*مدیران گروههای آموزشی نقش کاملاً کلیدی در رشد علمی و ارتقای فرهنگی دانشگاهها دارند. شایسته آن است که مدیران گروههای آموزشی از میان اساتید متخصص، متديّن، مجرب، هوشمند خّلاق و محبوب با صبغه فرهنگی به گونهای انتخاب شوند که بتوانند همزمان با رهبری آموزشی، مستقیم و غیر مستقیم، مدیریت رفتار فرهنگی دانشجویان خود را نیز عهدهدار شوند. به سخن دیگر بهتر آن است که عنوان مدیران گروههای آموزشی به " عنوان مدیران گروههای آموزشی و فرهنگی" با وظایف و رسالتهای خطیر آموزشی و فرهنگی تغییر یابد. بدون ترديد ارزشهاي فرهنگي با مؤلفههاي آموزشي و انديشههاي والاي اساتيد متخصص و مؤمن و متعهد در کلاسهاي درس بهتر، زيباتر و مؤثرتر انتقال مييابد.
* بالطبع با عنایت به این مهم، شایسته آن خواهد بود که عنوان معاونان آموزشی وزرات علوم تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و دانشگاهها نیز به "معاون آموزشی و فرهنگی" با مسؤلیتهای خطیر آموزشی و فرهنگی تغییر یابد.
*شایسته آن است در هر دانشگاهی اساتید مجرب و توانمند مشهور و محبوب تدریس برخی از دروس دانشجویان جدیدالورود را در همان نیمسال اول عهدهدار شوند. این مهم میتواند اثربخشی فوقالعادهای در تقویت نگرشهای مثبت، افزایش انگیزههای تلاش، نشاط و بهداشت روانی دانشجویان تازه وارد داشته باشد.
* در همین ارتباط، بسیار مطلوب خواهد بود تدریس دروس عمومی دانشجویان رشته هاي مختلف دانشگاهها توسط اساتید فرهیخته و توانمند، متعهد، مجرب و خوش سابقه، محبوب و مطلوب خودشان در دانشکدهها و گروههاي آموزشي انجام پذیرد. در واقع این مهم، یکی از اساسیترین گامهای فرآیند حاکمیت ارزشهای اسلامی در دانشگاهها میباشد.
* تأسیس مراکز خدمات روانشناسی و مشاوره ازدواج و خانواده با حضور روانشناسان و مشاوران حاذق و توانمند و مجرب و مورد وثوق و همکاری اساتید پر سابقه و خّلاق و محبوب در دانشگاهها و دانشکدهها میتواند فوقالعاده مؤثر و مفید باشد.
* حضور داوطلبانه و غیررسمی اساتید موفق و محبوب در خوابگاههای دانشجویان و گفتگوی صمیمانه با ایشان همواره اثربخشی فرهنگی و آموزشی بسزایی به همراه داشته خواهد داشت. چنانچه زمینه محقق شدن این مهم توسط مدیریت آموزشی و فرهنگی دانشگاهها به گونهای طراحی شود که جمعی از اساتید محبوب و توانای دانشگاهها، حداقل ماهی یکبار ملاقات صمیمانه با دانشجویان غيربومي در مجتمعهاي خوابگاهي داشته باشند فوقالعاده ارزشمند خواهد بود. در واقع خوابگاههای دانشجویی خود يک دانشگاه سایه و پر اهمیت است.
* شایسته آن است مدیریت کلان فرهنگی و هنری کشور به گونه ای باشد که مجموعه برنامه های فرهنگی و هنری همانند حلقه های زنجیر، متناسب و مرتبط، جه تدار و هدفمند زنجیره بزرگ و منشور فرهنگی کشور را با حاکمیت ارزشهای خانواده، تقویت احساس خودارزشمندی، هویّت ملی و مديريت رفتار فرهنگي قشرهاي مختلف مردم را فراهم نمايد.
بدون تردید در اين مهم يعني در مدیریت کلان فرهنگی شایسته آن است که به طور غیرمستقیم از همه نهادها، فرصتها، مؤلفه ها و فرآوردههای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی و خدماتی کشور با عنایت به اصول و روشهای مؤثر روانشناسی اجتماعی استفاده گردد، ايجاد و تقويت نگرشهاي مثبت اجتماعي نسبت به ارزشهاي اخلاقي و فرهنگي و استحکام کانون خانواده فوقالعاده مهم و اساسي است.
* در عرصه هنر، توليد فيلمها و مجموعه هاي سينمايي و تلويزيوني با هدف ترسيم زيباي وضعيتهاي مطلوب در جامعه اسلامي به ويژه در حوزههايي همچون خانواده مطلوب، مدرسه زيبا و پرنشاط، محله و همسايههاي پرمحبت و صبور، بازار پاک و پُر از صدق و صفا، اداره خدمت بي منّت و بي توقع، و به تصوير کشيدن زيباترين، گيراترين و پرجاذبه ترين رابطه ها در گستره ارتباطات انساني، رابطه زنها و شوهرها، والدين و فرزندان، معلمان و شاگردان، طبيبان و مراجعان، همسايگان و خويشان، مديران و کارکنان و... ميتواند در تقويت فرهنگ والاي جامعه ايران اسلامي فوق العاده مؤثر واقع گردد. چراکه همه انسانها فطرتاً نيازمند مشاهده و تجربه وضعيتهاي مطلوب و دلنواز هستند.
*در کنار اجرای بایسته و مدبرّانه نظام پزشک خانواده، طراحی و اجرای مطلوب برنامه جامع و فراگیر روانشناس/ مشاوره خانواده، به گونه ای که به طور متوسط هر ۵۰۰ تا ۷۰۰ خانواده بتوانند به نحوه مطلوبی از خدمات حرفهای یک روانشناس حاذق، مجرب و متعهد و مورد وثوق بهره مند گردند. میتواند در ارتقای بهداشت و سلامت روانی خانوادهها و بالطبع جامعه فوقالعاده مؤثر بوده و از سوی دیگر از بسیاری از آسیبهای زیستی و اختلالات روانی اجتماعی پیشگیری نماید.
* حضرتعالی نیک میدانید که خانواده تنها نهاد فطری، طبیعی، بی بدیل و جاودانه انسان است، چرا که خداوند حکیم اساس خلقت خود را بر زوجیت استوار نموده است و زن و شوهر دو رکن اساسی خانواده میباشند. در این معنا، همه ديگر نهادهای جامعه، چون مسجد و مدرسه حوزه و دانشگاه، اداره و وزارت، بازار و تجارت همه و همه برای قوام و دوام این نهاد فطری یعنی خانواده بنا میگردند. به سخن دیگر در یک نگاه ژرف همه را باید در خانواده دید و همه را برای خانواده خواست!
کودک و نوجوان و جوان، میانسال و سالمند، زن و مرد، کوچک و بزرگ همه و همه را باید در خانواده دید. و همه دیگر نهادها و سازمانهای جامعه را برای پایداری و تحکیم نظام خانواده تلقی نمود. در واقع مضمون اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز باعنایت به این مهم بر خانواده محور بودن همه برنامههای دولت تأکید مینماید:" از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامهریزیهای و مربوط باید در جهت آسان کرد نتشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن استواری روابط خانواده بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد."
لذا شایسته است محور همه هدفها، جهتها و برنامه های کلی دولت بر پاسداری از حریم پر قداست کانون خانواده استوار باشد. يعني آموزش و پرورش خانواده محور، بهداشت خانواده محور، رادیو و تلويزیون خانواده، تجارت خانواده محور، صنعت خانواده محور، فرهنگ خانواده، محور، پليس خانواده محور، امنيت خانواده محور و ...
برهمین اساس شایسته و بایسته است که یک وزارتخانه قوی و مقتدر بنام وزارت خانواده با هدف واندیشه پاسداری از قداست و استحکام خانواده ایجاد گردد.
* بدون تردید وزارت خانواده میتواند با فراهم نمودن زمینه های فرهنگی، اجتماعی و حمایتی ازدواج به هنگام جوانان با رویکرد انتخاب دقیق و عروسی آسان، طراحی و برنامهریزی دورهه ای آموزشی دانش افزایی زوجهای جوان با هدف افزایش رضامندی زناشویی و پیشگیری از همسرگریزی، جدایی و طلاق، طراحی و مدیریت و هماهنگی خدمات تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده، طراحی و تدوین برنامه های حمایتی و نظارتی ویژه خانوادههای آسیب دیده و حمایت طلب با استفاده از صاحبنظران متخّصّص و مجرب و بهره مندی ازامکانات همه وزارتخانه ها و سازمانها به ویژه تشکیلات دفتر امور زنان وابسته به ریاست جمهوری و نظایر آن نقش فوق العاده کلیدی در ارتقای فرهنگ کشور داشته باشد.
در خاتمه این یادداشت دلسوزانه با عنایت به اهمیت بهره مندی مدبرانه از صاحبان اندیشه، هوشمندان توانا، پژوهشگران حاذق واساتید و نظریه پردازان خّلاق در حُسن مدیریت امور کشور ایجاد شوراهای راهبردی هماندیشی را در بخشهای مختلف دولت امری فوقالعاده مهم وضروری به نظرمیرسد.
شوراهای هم اندیشی صاحبنظران بصیر و مجرب و خّلاق با وزرا و معاونان ایشان در بخشهای مختلف دولت با مدیریت یکی از اساتیدصاحب نظر ومدبّر، مجرب و توانا میتواند در برنامهریزیهای عالمانه و مدبرانه برای تحقق مطلوب اهداف و رسالتهای خطیر وزارتخانه ها و سازمانهای ذیربط و بهرهوری بایسته از همه امکانات و دستاوردها و فرآوردههای مورد انتظار فوقالعاده مؤثر واقع گردد. فی المثل، شورای هم اندیشی بخش"آموزش و فرهنگ"میتواند باحضور پنج نفر از صاحبنظران و اساتید برجسته و توانمند و عضویت وزرای آموزش و پرورش، علوم تحقیقات و فناوری، بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و فرهنگ ارشاد اسلامی به ریاست یکی از صاحب نظران مجرب و بصیر در اطاقهای هم اندیشی ریاست جمهوری جلسات هفتگی خود را آغاز نماید. به همین صورت سایر بخشهای متفاوت دولت نیز همچون بخش خدمات عمومی و اجتماعی، بخش تجارت و صنعت و بخش سیاست و امنیت میتواند با بهرهمندی از پشتوانه علمی و فکری اعضای بصیر و فهیم شورای هماندیشی فوق العاده پویا و پرثمر گردد.
با پوزش از تصدیع از خالق مهربان سلامت و توفیقات روز افزون حضرتعالی، همراهان و همکاران ارجمندتان را درخدمت به جامعه ایران اسلامی مسألت دارم.
دکتر غلامعلی افروز
استاد ممتاز دانشگاه تهران
۱۷/۹/۱۳۹۲
ارسال نظر