دراين نوشته قصد ندارم زحمات مجموعه اي بزرگ را زير سوال ببرم بلكه بدون حب و بغض و از نگاه آسيب شناسانه به نقد منصفانه آن مي پردازم.
صدا و سيماي مركز لرستان يا همان شبكه افلاك از بدو تاسيس همواره تلاش داشته در راستاي حل مشكلات استان قدم بردارد و با برنامه هاي كم و بيش ضعيف خود سعي در برجسته كردن اين معضلات دارد اما اين تلاش ها تا چه حد موفقيت آميز بوده نيازمند نقد، تحليل و بررسي است.
ارائه راهكار در مورد هر مشكلي از جامعه ، نخست نياز به شناخت كلي و مفهومي از آن موضوع داشته و يا حداقل احاطه علمي، تحقيقي و پژوهشي هر چند جزئي از آن مقوله را نيازمند است. چون به تجربه ثابت شده است كه هر موضوع اجتماعي به صورت نمادين ظاهري عام از خود را نمايش مي دهد و با وارد شدن به آن مقوله هزارتوهاي بي شماري را نمايان مي سازد و بايد دانست در صورت عدم شناخت صحيح و منطقي چه بسا راه به ناكجا آباد برده و ممكن است مشكل مورد نظر وارونه جلوه داده شود.
حال بايد ديد چگونه مي توان يك معضل اجتماعي را بررسي و نسبت به حل آن اقدام نمود؟
آگاهي درباره هر معضل مورد بحث پارامترهاي خاص خود را نيازمند است كه به اختصار به ذكر آنها مي پردازم.
نخست: بهره گيري از تيم كارشناسي آموزش ديده كه قبلا تحقيق و آشنايي با مسئله مورد بحث را دارا باشند در واقع استفاده از كارشناسان، محققين و مطلعين باعث مي گردد كه اطلاعات سودمند و كاربردي درباره موضوع مورد تحقيقمان داشته و از زاويه اي درست به موضوع نگاه كنيم و در صورت نبود اين عوامل، تحقيق مورد نظرمان روايي نداشته و غالبا در حد يك توضيح نادرست باقي خواهد ماند.
دوم: استفاده از نظريات محققين و نظريه پردازاني كه قبلا در مورد حل مشكل مورد نظرمان تحقيق نموده و به جواب هاي قابل قبولي رسيده اند و در محدوده مورد نظرشان روايي داشته است.
سوم: استفاده از پرسش نامه.
چهارم: پردازش پارامترهاي بدست آمده كه باز هم جز در سايه استفاده از كارشناسان مجرب بدست نخواهد آمد.
پنجم: تحليل و تجزيه نتايج بدست آمده.
عوامل ذكر شده جمع بندي بسيار مختصر و ابتدايي از يك تحقيق اجتماعي بود حال بايد ديد كه شبكه محترم افلاك چقدر از اين عوامل ياد شده استفاده نموده است.
به نظر نگارنده ، برنامه هاي تهيه شده از معضلات هم استاني هايمان همواره در حد يك گزارش كليشه اي نخ نماي محلي و بدون توجه به بازخوردهاي حال و آينده آن در سطح باقي مانده و راه كار مشخصي را ارائه نمي دهد. به نظر مي رسد اين گزارش ها فارغ از هر هدفي صرفا براي رفع تكليف بوده و اينگونه مي نماياند كه بله هم استاني گرامي ، ما در كنار شما و آگاه به مشكلاتتان هستيم پس اصلا جاي نگراني نيست!!!
اينكه شبكه محترم افلاك نگران ماست جاي بسي تشكر و خرسندي دارد و من بيننده با خود مي گويم خب بعد از آشكار سازي اين مشكلات چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اين سوال، در ذهن بسياري از بينندگان و شنوندگان مشمول مرور زمان شده و مانند بسياري از پرسش هايي كه افكارمان را در طي زندگي روزمره درگير خود مي كند و جوابي براي آنها نداريم بي پاسخ خواهد ماند. مهمتر اينكه اين گزارش ها، شرح حال گويي ها و برنامه ها چه كساني را مخاطب قرار مي دهند؟ و اگر بنا به فرض به آنها توجه شود تا چه اندازه قدرت خواهند داشت تا چرخ سنگين حل مشكلات عديده استانمان را به حركت درآورد؟ البته ناگفته نماند گاهی ديده شده كه گزارشات پخش شده از شبكه افلاك بازخوردهاي بسيار ضعيفي هم در طيف مديران داشته و جوابيه هايي داده شده و يا در حد قول و انجام ندادن باقي مانده است.
همگان بايد بدانيم كه انتقاد، دشمني و كينه ورزي نيست بلكه يك نوع دلسوزي است كه ادبيات آن متفاوت و شايد رنگ تلنگر به خود گرفته است و شخص، سازمان يا نهادي كه مورد انتقاد قرار مي گيرد بايستي اين فرهنگ را در خود نهادينه كند كه انتقادات سازنده را پذيرفته و انتقادات مخرب را با دليل و برهان و به دور از هر گونه ستيز پاسخ دهد كه همانا به چالش كشيدن عقلاني در دنياي امروز موجبات رشد و تعالي را فراهم مي سازد و ما نيز از پذيرش اين فرهنگ نبايد غافل بمانيم.
و اما ... در پايان همچنان سوالات بي پاسخ فراواني در ذهن نگارنده باقي مانده :
- براستي مخاطب اين برنامه ها چه كساني هستند؟ مسئولين؟ مخاطب خاص؟ مخاطب عام؟ و يا ...
-اين برنامه ها و گزارش ها با چه اهدافي ساخته مي شوند؟
-آيا اين برنامه ها درحل مشكلات استان و مخصوصا شهر خرم آباد اثربخش بوده اند يا خير؟ و در صورت مثبت بودن جواب ، بينندگان براي اطلاع از ثمربخشي اين برنامه ها بايد به چه مرجعي مراجعه نمايند؟
-جايگاه كارشناسان و صاحب نظران مطلع از مشكلات در اين برنامه ها كجاست؟!
-به راستي زمان آن فرا نرسيده كه صدا و سيماي افلاك به جاي استفاده از مجريان ناآگاه، از كارشناسان و مطلعين خبره درباره موضوع مورد نظر استفاده نموده تا بدين وسيله مسئولين مربوطه را به چالش دعوت نمايد؟
و ما ... همچنان منتظر مي مانيم.
وحيد رضائي
"دانشجوي دكترا انسان شناسي"